السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: آژير)
38
مباحثى پيرامون معارف قرآن كريم (فارسى)
اوج بلاغتى قرار دارد كه در رعايت تناسب فراگير ميان موضوع ولفظ ، واقعيت و تعبير خلاصه مىشود و كشف ريزه كارىها و ظرافتهاى تعبيرى و القاءات لفظى در قرآن بيش از هر كتاب ديگرى اهمّيت دارد ، زيرا كه به شكل غير قابل توصيفى در قرآن بدان پرداخته شده است . حال اين سؤال پيش مىآيد كه چگونه اين خروج صورت مىپذيرد ؟ و پاسخ آن اين است كه فرد بايد : 1 - از القاءات جوّ فكرى كه معناى خشك و بىروحى از لفظ را براى او ترسيم مىكند كناره گيرد و بپرهيزد . 2 - سپس به ماده و ريشهء اصلى لفظ باز گردد كه همه تصريفات و شكلهاى كلمه را در بردارد و به دنبال آن براى ربط و پيوند معناى مناسب با اين مجموعهء الفاظ بينديشد . براى مثال مفاهيم « يعرشون » ، « عرش » و « معروشات » را جمع كرده و به تصريفات و شكلهاى ديگر كلمه مثل « عريش » ، « عرش » و نظاير آن مراجعه مىكنيم تا از همه آنها معناى ساخت اصلى كلمه را برداشت و استنباط كنيم زيرا آن معانى است كه ، مفاهيم مختلف را بيان مىكند ، اريكه سلطنت و بناء بلند و داربست چوبى تاك و خيمه را با يكديگر جمع مىآورد يعنى مفاهيمى كه عربها براى اين الفاظ ذكر كردهاند . 3 - موارد استعمال و كاربرد الفاظ نسبت به يكديگر مقايسه و سنجيده شود تا معناى مشترك آنها شناخته شود كه بتواند جامع